• warning: Invalid argument supplied for foreach() in /home1/zsanycom/public_html/Begim/sites/all/modules/cck/theme/content-field.tpl.php on line 35.
  • warning: Invalid argument supplied for foreach() in /home1/zsanycom/public_html/Begim/sites/all/modules/cck/theme/content-field.tpl.php on line 35.
  • You must include at least one positive keyword with 3 characters or more.

Funny Jokes written in Farsi

 ترکه ماشینش پنچر میشه
 ، میره از لوله اگزوز فوت می
 کنه
 لره رد میشده میگه : خره ، تا صبحم
 که فوت کنی لاستیک باد نمیشه ،
 چون شیشه های ماشینت
 پائینه

 ترکه میره جبهه و از کمر به
 پایینش قطع میشه، بهش میگن: چه
 احساسی داری؟ میگه: احساس می‌کنم
 تا کمر رفتم تو بهشت
 

 دوست غضنفر بهش میگه سی دی
 که بهم دادی خش داره؟
 میگه: آخه آهنگای قشنگش رو علامت
 زدم
 

   غضنفر از ژاپن برمیگرده.
 بهش میگن اونجا مشكل زبان نداشتی؟
 میگه: من نه، ولی ژاپنی ها
 چرا

 قطعه
 ای از شاهكار ادبی غضنفر : شب بود و
 خورشید به روشنی می درخشید
 پیرمردی جوان یكه و تنها با
 خانواده اش در سكوت گوش خراش
 خیابان قدم زنان ایستاده
 بود.

 از ترکه می پرسن چه جوری
 بستنی کیم می خوری؟ می گه می ذارمش
 لای نون، سیخشو می کشم
 بیرون
 

 می
 خواستن ترکه رو
 اعدام کنن، ازش می پرسن: آخرین
 حرفت رو بزن.
 می گه: لعنت بر پدر و مادر اون کسی
 که بزنه زیر چهار پایه!

 حیف
 نون می ره تماشای رقص باله از اول
 تا آخرش خواب بوده. بعد ازش می پرسن
 چه طور بود؟ میگه آدمای خیلی خوبی
 بودن. دیدن من خوابم، رو نوک انگشت
 راه می رفتن!

 زن:
 عزیزم! یادته روز خواستگاری وقتی
 ازت پرسیدم چرا می خوای با من
 ازدواج کنی، چی گفتی؟
 شوهر: آره، خوب یادمه، گفتم: می
 خواهم یک نفر را در زندگی خوشبخت
 کنم.
 زن: خوب، پس چی شد؟
 شوهر: خوب، خوشبخت کردم دیگه.
 زن: کیو خوشبخت کردی؟
 شوهر: همون بیچاره ای رو که ممکن
 بود با تو ازدواج کنه

 اولی:
 امان از دست این زنها! زنم تمام
 دارائی ام را برداشت و رفت.
 دومی: خوش به حالت! زن من تمام
 دارائی ام رو برداشت و نرفت!

 روباهی به زاغی گفت: چه دمی، چه
 سری، عجب پایی! زاغ عصبانی شد و
 گفت: بی‌تربیت! خجالت بکش.. اون
 موقع من کلاس اول بودم....